مرتضى راوندى
192
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هست « انيس » و « كريم » گر نشناسى * زود بخوان « باشگونه » ميرك سينا در ميان خوارزمشاهيان « آتسز » به شعر و ادب شائق بود و با رشيد الدين و طواط صاحب ديوان رسائل خود به حكايت لباب الالباب « مشاعرتها و محاورتها » داشت اين اشعار ازوست : زان بد نكنم كه خَير مَحضَم * زان بذل كنم كه بحر و كانم شكر ايزد را كه خصم امروز * پيرست و ضعيف و من جوانم بر ران جهان نشان فرمان مَنست * در گوش فلك حلقهء پيمان مَنست با اينهمه سلطنت كه امروز مراست * تحصيل رضاى دوست ايمان مَنَست « 1 » سلطانشاه بن ايل ارسلان برادر تكش چون اختلاف ميان خود و برادر را رفعناشدنى ديد ، اين رباعى را براى او فرستاد : هرگه كه سَمَندِ عزم من پويه كند * دشمن ز نهيب تيغ من مويه كند اينجا به رسول و نامه برنايد كار * شمشير دورويه كار يك رويه كند « 2 » شعراى عصر غزنويان در دوره محمود غزنوى مقام تازهيى كه همان رتبهء ملك الشعرائى است بهوجود آمد و ابو القاسم عنصرى كه يكى از غزلسرايان متملق دربارى است به اين لقب ارتقا يافت ، عنصرى در غالب لشگركشيهاى محمود شركت مىكرد و بسيارى از قصايد و غزليات خود را به شرح فتوحات محمود و غارتگريهاى او اختصاص مىداد ، هنرمندى عنصرى در شعر و ادبيات به پايهيى است كه منوچهرى ، كه خود شاعرى بنام و استاد بود در وصف او خطاب به شمع مىگويد : تو همى تابى و من بر تو همى خوانم به مهر * هرشبى تا روز ديوان ابو القاسم حَسَن
--> ( 1 ) . لباب الالباب ، 190 ، ص 35 - 38 ( 2 ) . نقل از : تاريخ جهانگشاى جوينى ، ج 2 ، ص 17 .